تبليغاتX
کارت شارژ دات کام --فروش آنلاین انواع کارت شارژ - کارت تلفن - اینترنت و ...

ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد language موبایل پارس:سایت رسمی تاجر پوسان وجومونگ

تازا امپراطوری بادها محافظ ویروس بتهوون
پسران فراتر از گل چرا به خونم اومدی ؟ چیل وو ملکه آهنی
دامو همه زندگی یک زن هونگ گیل دونگ هوانگجین
ایلجیما جومونگ لابیست شاه خدایان
دختر من نقاش بادها شاهزاده زمان سارقان
سام سون شرایط عشق سودانگ عروس 18 ساله طعم شراب متشکرم پشت برج سفید 
یی سان

برای مشاهده جدیدترین محصولات در زمینه های مختلف به آدرس www.koole.ir مراجعه نمائید.

راهنمای خرید از فروشگاه کوله پشتی

+ نوشته شده توسط علی اکبر در شنبه 12 دی1388 و ساعت 10:40 |

مجموعه روضه و سینه زنی محرم 87 از سید مهدی میرداماد

دانلود در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 13:15 |
 

 

تمدن

سلیم موذن زاده

رضوان پور

ایمان نژاد

غلامرضا زنجانی

اسفندیاری

داوود علیزاده

باقر منصوری

امین مقدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 13:11 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در یکشنبه 29 آذر1388 و ساعت 12:59 |

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 11:47 |
روزي روزگاري دو فرشته کوچک در سفر بودند . ش
يک شب به منزل فردي ثروتمند رسيدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپري کنند . آن خانواده بسيار بي ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق ميهمانان شب را سپري کنند و در عوض آنها را به زيرزمين سرد و تاريکي منتقل کردند . آن دو فرشته کوچک همانطور که مشغول آماده کردن جاي خود بودند ناگهان فرشته بزرگتر چشمش به سوراخي در درون ديوار افتاد و سريعا به سمت سوراخ رفت و آنرا تعمير و درست کرد.
فرشته کوچکتر پرسيد : چرا سوراخ ديوار را تعمير کردي .
فرشته بزرگتر پاسخ داد : هميشه چيزهايي را که مي بينيم آنچه نيست که به نظر مي آيد .
فرشته کوچکتر از اين سخن سر در نياورد .
فردا صبح آن دو فرشته به راه خود ادامه دادند تا شب به نزديکي يک کلبه متعلق به يک زوج کشاورز رسيدند . و از صاحبخانه خواستند تا اجازه دهند شب را آنجا سپري کنند.
زن و مرد کشاورز که سني از آنها گذشته بود با مهرباني کامل جواب مثبت دادند و پس از پذيرايي اجازه دادند تا آن دو فرشته در اتاق آنها و روي تخت انها بخوابند و خودشان روي زمين سرد خوابيدند .
صبح هنگام فرشته کوچک با صداي گريه مرد و زن کشاورز از خواب بيدار شد و ديد آندو غرق در گريه مي باشند . جلوتر رفت و ديد تنها گاو شيرده آن زوج که محل درآمد آنها نيز بود در روي زمين افتاده و مرده .
فرشته کوچک برآشفت و به فرشته بزرگتر فرياد زد : چرا اجازه دادي چنين اتفاقي بيفتد . تو به خانواده اول که همه چيز داشتند کمک کردي و ديوار سوراخ آنها را تعمير کردي ولي اين خانواده که غير از اين گاو چيز ديگري نداشتند کمک نکردي و اجازه دادي اين گاو بميرد.
فرشته بزرگتر به آرامي و نرمي پاسخ داد : چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيد.
فرشته کوچک فرياد زد : يعني چه من نمي فهمم.
فرشته بزرگ گفت : هنگامي که در زير زمين منزل آن مرد ثروتمند اقامت داشتيم ديدم که در سوراخ آن ديوار گنچي وجود دارد و چون ديدم که آن مرد به ديگران کمک نمي کند و از آنچه دارد در راه کمک استفاده نمي کند پس سوراخ ديوار را ترميم و تعمير کردم تا آنها گنج را پيدا نکنند .
ديشب که در اتاق خواب اين زوج خوابيده بودم فرشته مرگ آمد و قصد گرفتن جان زن کشاورز را داشت و من بجاي زن گاو را پيشنهاد و قرباني کردم . 


 نکته اخلاقی :چيزها آنطور که ديده مي شوند به نظر نمي آيند .


 

+ نوشته شده توسط علی اکبر در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 11:13 |
 


                  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در شنبه 28 آذر1388 و ساعت 10:10 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 27 آذر1388 و ساعت 11:38 |
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر…از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".

 

+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 27 آذر1388 و ساعت 11:15 |
Www.TVI.IR

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در چهارشنبه 25 آذر1388 و ساعت 11:2 |

دانلود کارتون ” مارکوپولو ” دوبله فارسی

http://www.rasoolshop.com/pic/224.gif


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در چهارشنبه 25 آذر1388 و ساعت 10:53 |


کارت شارژهمراه اول۲۰۰۰ تومانی ۲۳۰۰ تومان ویژه مصرف کننده
بهترین فروشنده گوشی های آک برای مصرف کننده

 

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق می‌شود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

 در این شب بلند سال ما را از دعای خیرتان  بهره مند سازید. 

 

تاریخچه شب یلدا


    
  شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به 4 هزار سال است كه شب یلدا ــ آخرین شب پاییز و آذر ماه ــ را كه درازترین و تاریكترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار مانده ، در كنار یكدیگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است ) به رختخواب رفته و لختی بیآسوده اند.
 
ایرانیان قدیم تعهد
می سپردند که هر سال
یک درخت
سرو تازه
بکارند

     پیشتر ، ایرانیان( مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه ) را « خور روز » و « دی گان » می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود . در این روز عمدتا به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیانا مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. «هرمان هیرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبانهای آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبانها است نظر داده كه « دی » به معنای « روز » به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است . باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك ( خانواده زبانهای آلمانی ) و ازخانواده بزرگتر زبانهای آریایی ( آرین ) است. هرمان هیرت در آستانه « دی گان » به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود ، مباهات بسیار می كرد.
   

    
                            shabe_yalda_6.jpg 

    
    آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب ، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی ( در ایران باستان ، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود ) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب ، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.
   
    «خور روز( دی گان) ، یكم دی ماه » در ایران باستان درعین حال روز برابری انسانها بود در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت ، نه تحت امر . در این روز جنگ كردن و خونریزی ، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتا قطع می شد و بسیار دیده شده است كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.
     واژه« یلدا » از دوران ساسانیان كه متمایل به بكار گیری خط ( الفبای از راست به چپ ) سریانی شده بودند بكار رفته است. « یلدا » همان میلاد به معنای زایش ، زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال ، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز مانده به جشن سده ــ شب سیاه و سرد ) استفاده می شود.
    مراسم شب یلدا( شب چله ) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن  « ساتورن » خوانده می شد . جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان ، با تصویب رئیس وقت كلیسا ، كریسمس (مراسم میلاد مسیح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهای كبیسه سه روز بیشتر از یلدا(شب 21 دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هردو واژه هم یكی است . از آن پس این دو میلاد تقریبا باهم بر گزار می شده اند . آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است ، زیراكه ایرانیان به این دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در « خور روز » در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.
    
 
+ نوشته شده توسط علی اکبر در چهارشنبه 25 آذر1388 و ساعت 9:17 |

يك نوزاد فلسطيني به همراه اسم نوشته شده عموي شهيد خود بر روي گونه‌اش به دنيا آمد.
 

 اين نوزاد فلسطيني در پديده‌اي عجيب، پس از آنكه زمان تولدش يك ماه به تأخير افتاد و در شب قدر به دنيا آمد، نام «علی»، عموي شهيدش را با خط زيباي عربي و كاملا واضح روي گونه‌اش دارد.

روزنامه «الشرق‌الاوسط» با اعلام اين خبر افزود، مادربزرگ اين نوزاد گفته است، او پيش از تولد نوه‌اش، اصرار داشته كه حاضر نيست، نام پسر شهيدش را او  بگذارند، اما پس از تولد با ديدن اسم پسر خود كه با رنگ قهوه‌اي و زيبا بر روي گونه نوزاد نقش بسته بود، شوكه شده است.

«الشرق‌الاوسط» نوشت، مردم فلسطين از سراسر اين كشور براي ديدن اين كودك ـ كه برخي از او به نام معجزه الهي ياد مي‌كنند ـ به بيت‌اللحم مي‌آيند

+ نوشته شده توسط علی اکبر در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت 9:44 |

    به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

+ نوشته شده توسط علی اکبر در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت 9:40 |

انيشتين برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انيشتين در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انيشتين سخنرانی کند چرا که انيشتين تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انيشتين قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انيشتين درست از آب درآمد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انيشتين از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!



+ نوشته شده توسط علی اکبر در دوشنبه 23 آذر1388 و ساعت 9:36 |

اشکها و لبخند ها

+ نوشته شده توسط علی اکبر در شنبه 21 آذر1388 و ساعت 10:30 |

فروشگاه سایت به آدرس   :    

                                                                                                     http://www.eforosh.com/jumong
 

افتتاح شد.

 

گروه جومونگ با تعداد اعضای 2447 عضو یکی از بزرگترین گروهای ایران به آدرس:

http://groups.google.com/group/jomung

آماده هر گونه همکاری با شما دوستان به صورت رایگان می باشد.

با تشکر

+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 11:54 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 11:53 |
7qsxpx8syrd9wvpxg7t3.jpg
+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 11:48 |
           zanzalili.jpg
+ نوشته شده توسط علی اکبر در جمعه 20 آذر1388 و ساعت 11:47 |


Powered By
BLOGFA.COM


آمار خبرنامه





Powered by WebGozar

نظر جومونگ رتبه سنج
Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service
تبلیغات ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد