جومونگ و دار دسته دروازه رو که باز کرده بودن با موجی دیگه از سربازها اونور دروازه مواجه میشن ولی همون بلایی که سر اینوریها اوردن سر اونوریها هم میارن
خبر به نارو میرسه اونهم از ترس تسو قیافه اش سه در چهار میشه که بوبونو میگه نمیخواد نگران باشی حالا چند تا مردم عادی هم فرار کردن چیزی نیست اونهم میگه پس برای حواستون باشه تسو چیزی نفهمه
و دو تایی بلند میکن میرن پیش تسو . تسو هم برای قدردانی از بوبونو به قولش وفا میکنه هم یه سند زمین بهش میده و هم حکم اشراف زادگی خودش و خانواده اش و بهش میگه از این به بعد زیر دست نارو پیش خودم کار میکنی حالا هم که قرار شده به جولبون حمله کنیم چون تو به موقعیت اونجا آشنایی به عنوان سر دسته جاسوسها میخوام بفرستمت بری اونجا برای جاسوسی و خرابکاری
سوسونو برای جومونگ اسم شهرهایی که دزدان دریایی اونجا پاتوق دارن رو میاره و میگه تو سه تا شهر ممکنه پیداشون کنیم و اسم رییسشون هم بویی یومه ولی نه میدونیم مقرر فرمانده ایش کجاست و نه میدونیم چه شکلیه جومونگ هم میگه اونها جنسهاشونو به تاجرها میدن باید از اونها سراغشون رو بگیریم خلاصه قراره میشه جومونگ و بر بچ قدیمی برن سان چان و اونجا دنبالشون بگردن ، سوسونو و بقیه برن سان چان رو جستجو کنن
که گروه سوسونو اینها به نتیجه نمیرسن
یوهوا میاد بیرون و بوبونو حال و روزشو که میبنیه سر اینکه بهش واقعیتو بگه یا نه مردد میشه
جومونگ هم با به نمایش گذاشتن انواع مهارتهای خدادایش جون بویی یوم رو نجات میده و میخ رو محکم میکوبه
جومونگ هم بی خبر از ماجرا در راه برگشتن به گیروست



language


















































































